تبليغاتX
•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*مسافر غریب(گرگان)•*´¨`*
روی هرسینه سری می گریدوقت وداع ×××× سرمن وقت وداع گوشه دیوارگریست

آه،ای روشن طلوع بی غروب

آفتاب سرزمینهای جنوب

آه،آه ای ازسحرشاداب تر

ازبهاران تازه ترسیراب تر

عشق دیگرنیست این،این خیر گیست

چلچراغی درسکوت وتیرگیست

عشق چون درسینه ام بیدار شد

ازطلب،پاتاسرم ایثارشد

ای لبانم بوسه گاه بوسه ات

خیره چشمانم به راه بوسه ات

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 خرداد1386ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط مسافر  |