تبليغاتX
•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*مسافر غریب(گرگان)•*´¨`*
روی هرسینه سری می گریدوقت وداع ×××× سرمن وقت وداع گوشه دیوارگریست

توجه                           توجه

مسافرت من تموم شد

تموم که نشد ولی خب بسه دیگه

دوره مسافر سر اومده ...

درواقع از محیط یکنواختی که برام پیش اومده بود خسته شدم

پس این شد که تصمیم به ترک سفر سه  ساله گرفتم

ازآشنایی باشمادوستان خیلی خوشحال شدم ... باهاتون خیلی حال کردم

راستی یادم نبود سال نو مبارک همتون

نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه ...

بیخیال وبلاگ نویسی نشدم

این هم آدرس جدیدم

www.waiting.iranblog.com

اگه خواستید دوستیمون ادامه پیداکنه حتمابه آدرس جدیدم بیاید ... وانتظار منو پایان بدبد

در  غروب انتظار   منتظر همتون هستم

دوستان خوبم خدانگهدار

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط مسافر  | 

۱۴ فوریه(۲۵بهمن)

روز ولنتاین رو به همتون تبریک میگم

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامه‍ایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده می‌‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط مسافر  | 

  گاو ما ما می كرد،
گوسفند بع بع می كرد،
سگ واق واق می كرد،
و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی؟
شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود.حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید.
او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد .كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد.
پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد.پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود.او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود.
ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و كور بود.
الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.
او كلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است كه دیكر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد

…………….

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط مسافر  | 

خسته ام ازاین کویر،این کویرکوروپیر

این هبوط بی دلیل،این سقوط ناگزیر

 

آسمان بی هدف،بادهای بی طرف

ابرهای سربه راه،بیدهای سربه زیر

 

ای نظاره شگفت،ای نگاه ناگهان

ای هماره درنظر،ای هنوز بی نظیر

 

آیه آیه ات صریح،سوره سوره ات فصیح

مثل خطی ازهبوط،مثل سطری ازکویر

 

مثل شعرناگهان،مثل گریه بی امان

مثل لحظه های وحی،اجتناب ناپذیر

 

ای مسافرغریب،دردیارخویشتن

باتوآشناشدم،باتودرهمین مسیر

 

ازکویرسوت وکور،تامراصدازدی

دیدمت ولی چه دور،دیدمت ولی چه دیر

 

دست خسته مرا،مثل کودکی بگیر

باخودت مراببر،خسته ام ازاین کویر

 

 برای شادی روح مرحوم قیصرامین پور

صــــــــلـوات

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386ساعت 7:38 قبل از ظهر  توسط مسافر  | 

سالروز ورود امام به میهن مبارک

+ نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط مسافر  | 

 

چه می شد نازنين در فال من بودی

 که می خواهد ترا ؟ کاش مال من بودی
مرا کردی اسيرت فصل پيری

کاش به فصل کودکی همسال من بودی

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط مسافر  | 

من که مجنون تو ام
مست و مفتون تو ام
با که گویم راز دل
من که دلخون تو ام
من کی ام؟ دلداده ای حسرت نصیبم وای بر من
نا امید از چاره ی دردم. طبیبم وای برمن
من که در کویت ندارم جز گناه بی گناهی
بی گنه خونین دل از طعن رقیبم وای بر من
گل بسوزد از غمم
در چمن چون بگذرم
من ز حسرت همچو گل
جامه بر تن بردرم
گر بگرید چشم من
بگذرد اشک از سرم
در دل شب از غمت یک آسمان اختر بریزم
همچو شمع از دیده ی سوزان خود آذر بریزم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط مسافر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط مسافر  | 

درکتاب چار فصل زندگی

صفحه هاپشت سرهم می روند

هریک ازاین صفحه ها یک لحظه اند

لحظه ها باشادی وغم می روند

*****

آفتاب وماه یک خط درمیان

گاه پیدا،گاه پنهان می شوند

شادی وغم نیز هریک لحظه ای

برسراین سفره مهمان می شوند

****

گاه اوج خنده ماگریه است

گاه اوج گریه ماخنده است

گریه دل راآبیاری می کند

خنده یعنی این که دل ها زنده است

***

زندگی ترکیب شادی باغم است

دوست می دارم من این پیوندرا

گرچه می گویند شادی بهتر است

دوست دارم گریه بالبخند را

 

 مرحوم قیصرخان

 

درگذشت ادیب بزرگ قیصرامین پور

رو به خانواده آن مرحوم

وجامعه علم وهنرایران

تسلیت می گوییم.

 

ازطرف مسافران دنیا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط مسافر  | 

عید ، میعادی در زمان است. و فطر میثاقی با فطرت!

چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خودگمشده .

ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده .

ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.

عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و  تهذیب نفس ,عید ذکرهای شبانه,

عید کنترل خواسته ها ,عید محرومان وگرسنگان.

فطر چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد!

فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.

عیدفطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.مهر قبولی انفاقهای به قصدقربت است .

پایان نامه دوره ی ایثار و گذشت است .

درود بر فطر فطرت, سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه ای دیگر, که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.

+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط مسافر  |